سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
379
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)
پرواضح است كه جواب با شرط مرتبط بوده و بين آن دو علاقه حكمفرما است ، بنابراين كلام مذكور اگرچه باعتبار عدم رعايت مناسبت بين آن و كلام ما قبل آن بحسب ظاهر اقتضاب محسوب مىشود ولى در عين حال چون در باطن و واقع تناسب و ملائمت بين آن دو منوى و مطوى است به تخلّص شباهت دارد . برخى از ادباء گفتهاند : قول اهل لسان كه مىگويند : بعد حمد اللّه امّا بعد فانّه كان كذا و كذا . فصل الخطاب است نه اقتضاب . و ابن اثير نيز در اينمقام كلامى دارد كه گفته اين قائل را تأييد مىكند وى گفته است : آنچه محقّقين از علماء علم بيان بر آن اجماع و اتّفاق دارند اين استكه فصل الخطاب عبارتست از جمله [ امّا بعد ] كه پس از حمد و ثناء پروردگار آورده مىشود زيرا متكلّم در هرامر قابل توجّهى كلامش را به ذكر خدا و حمد و ستايش او افتتاح مىكند لذا وقتى اراده كرد كه از آن خارج و به غرض و مقصود كه كلام را بخاطر آن آورده است وارد شود بين لام دوّم و ذكر خداوند و حمدش با كلمه [ امّا بعد ] فاصله مىاندازد پس عبارت [ امّا بعد ] فصل الخطاب مىباشد يعنى خطابى است كه بواسطهاش بين كلام اوّل و دوّم فاصله قرار داده مىشود . برخى ديگر گفتهاند : معناى فصل الخطاب الفاصل من الخطاب مىباشد يعنى خطابى كه بين حقّ و باطل فاصله انداخته و آن دو را از هم جدا مىنمايد . اينمعنا مبتنى است براينكه مصدر يعنى ( فصل ) به معناى اسم